![]() یه روز که بخاطر حافظ می خواستم از تجربی منصرف شم شور ابوعلی سینا مانع شد و آخرالامر نه حافظ شدم و نه ابوعلی بین شعر و طبابت گیر افتادم نه از حواس پرتی که دلم می خواست گیر بیفتم و وقتی افتادم خوب نمی شد تنها بمونی این شد که تصمیم گرفتم ساکت بمونم تا بقیه هم از چاه حضرت یوسف (ع)بی بهره نمونن.....
پست الکترونیک گلستان مطالب گلستان مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 گلستان موضوعی
و زلیخاست که بر پیرهنم می خندد
خم چرخ چاچی تا آسمان تا خدا قدری آسمانی تر حق با شماست آقا فریب چشمامو نخور درست مثل تفنگ ناگهانی همیشه نارنجی ازتلخ و شاد وطنم صورت پیوند جهان حرفاتو باور می کنم دل کبودی های پاییزی از هفتاد که بگذریم پونه زرد کویر نگاهی به اسامی کهن داوود در حنجره داشت من المثنی منم بهار باغ همسایه بودا بمان به خاطر نیلوفران باغ روزی که میخ در شاعر شد یک باغ زخم تر جستجو
پیوندها
انجمن نويسندگان ملاير
آغوي گرامي آفتاب را می توان ... آسمان آبي شعر(جناب سنجابي ) آواز باران(مجتبي عزيز) انجمن شعر و داستان رود سر انجمن ادبي طوبي انجمن ادبي شاهين شهر(فوران) استاد شجریان از فرودینه تا جور انصاری نژاد محمد حسین عزیز احمدی روح الله عزیز انجمن مجازي ايران ابری رمضانعلی عزیز بصارتی سیده زهرای گرامی بذر افشان رجب گرامي بابايي احمدعزیز بچه نفتون(جناب بهرامي حبيب اله) بيگي پرویزعزیز بهرامی ابوالقاسم عزیز با شاعران زرین دشت پرزاله تاپ (جناب حسن سهولی گرانقدر) پزشکان 67 اهواز پور احمد سالم عزیز پریسا ی گرامی تاجيكي فلورا تیموری حسین عزیز تا بامداد غزل تازه های ادبی ترابي فاطمه گرامي ترمک جابر گرامی جايزه ادبي ايران جهانبخش حسن عزيز جلال پور حسين عزيز جمشيدي مجيد عزيز حكمت نيا ليلا حسام عزیز (لی لی ) حقگو 71 حكمت فاطيما(شب شعر) حق شناس بهار گرامي خدا مرد افشین عزیز خلیلی وحید عزیز درویشی نعیمه گرامی دادرس پور محسن عزیز دادا دری زهرا دكتر بهروز ياسمي عزیز دكتر امجد فيلي عزیز دکتر بهزاد خواجات عزیز دكتر رضا شيباني اصل عزيز دكتر اسفنديار دشمن زياري عزیز دكترناصر همتي عزيز(خود نوشت) دكترروشن فومني گرامي دكترسيامك بهرام پرور ديگري در من درد پاره هاي ملاير دلم که بگیرد ذوالفقاري محمدعزیز راهجردي عزيز راديو فرهنگ روزبهانی عزیز رضايي بي بي سمانه گرامي رضوی فرد حسین رضوي محسن عزيز زندي مريم گرامي(سيب سبز) سايه ي مژگان سعيدي رادعزیز سيفي مقدم نيماي عزيز شاه محمدي عزيز شیکا اویلی عزیز شعبانی محمد عزیز شيرازدي امين عزيز شلاق هاي ادبي شيهه آفاق شور ملاير شرقي عزيز صارمی ناصر عزیز صرافان قاسم عزيز صنمایی گرامی صادقی زرینی عباس عزیز ضرغامي فريدون عزيز طلائي امير حسين عزيز عاميانه هاي حقگو عليزاده آرش عزیز عباسي مسعود عزيز عطائي مسعود عزيز عصارها امیر عزیز عزیزی سید جبار گرامی فيروزي مريم گرامي فخرايي مصطفي عزيز فرشاد عزیز قائدي فاطمه گرامي قانون پژمان عزیز قاسمي وحيد عزيز (مولاتي رقيه ) كرمي علي رضا ي گرامي كمي شبيه فردا گروسي منصور عزيز لهجه باران (نقيبه) معقول شهرام عزيز ماه مات مير آقايي سيد مهدي عزيز موسوی سید حمید رضا گرامی ميرزايي شهرام عزیز نامدار پور محمد رضا ی عزیز (هیوا) ناگهان(فرشيد ذوالفقاري عزيز) نیکوکار رضا گرامی واریته غزل (دکتر رهای گرانقدر) ويستاباد(جناب فروغي عزيز) هاشمی زاده سید محمد رضا گرامی هوشمندی مسعود عزیز هستی گرامی هنرجو حميد گرامي :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
تعداد بازديدها: RSS
|
شعر ملایر
اشعار تازه و نقد و بررسی مروری بر مجموعه ناگهانی همیشه نارنجی
مطالب این پست شامل : 1- شعر طعنه های بی قراری : (از خودم ) 2- مروری بر مجموعه ناگهانی همیشه نارنجی (از جناب میر آقایی) ******* 1-طعنه های بی قراری هوای گیسوی تو در آواز پرنده ای است که هر روز از این شاخه به آن شاخه می شود طعنه های بی قراری را ... می خواندم و پینه هایی را می شمردم و روزگاری که همیشه در تقصیر پسرم می گوید : بابا من هم روزی برای تو می خوانم طعنه های بی قراری را . و پشت پنجره پرنده ای است که دخیل بسته خاطرات ترا داود بیات فروردین 86 2ـ عنوان کتاب :ناگهانی همیشه نارنجی سروده : سید مهدی میر آقایی ناشر :انتشارات علمی فرهنگی صاحب الزمان (عج) این مجموعه منحصراً در بر گیرنده ی 41 غزل از جناب میر آقایی است که در فاصله ی زمانی سال های 82 تا 85 سروده شده اند. غزل هایی که در بدو امر با صمیمیت و صداقتی که دارند شمارا دعوت به خواندنشان تا پایان مجموعه می کنند .بیانی عاشقانه و دوری از مغلق گویی و سعی در به کار گرفتن مضامین و نکات و دقایق تازه از ویژگی های بارز این مجموعه است . حس و عاطفه همچنانکه بیشترین نمود را در غزل ها دارد نه لجام گسیخته است و نه یک طرفه ، بطوریکه مثل هوای جاری واسطه ی زمین و آسمان است .نه شتاب زده است و نه خشک و جمود که با بر خورداری از تعادل و توازن بستر مناسبی برای بروز تخیل و اندیشه های این شاعر گرامی شده است: ـ و آیه آیه ، سوره سوره با "علق " شروع شد/و "اقرا باسم ربک الذی خلق" شروع شد..... ـ برایت فال می گیرم بیا این حافظ و این تو / که اهل" هرچه پیش آید خوش آید" های من باشی ..... برخورد میر آقایی عزیز با زبان در این مجموعه برخوردی مبادی اصول بوده و ساختار شکنی از خود بروز نداده مگر در 5 مورد که" هنوزم" به جای "هنوز هم" آورده شده که تلاشی بوده برای تلفیق زبان رسمی و محاوره ای .که با این پایبندی به زبان این 5 مورد خودنمایی خاصی یافته و چندان بار زیبایی اثر را به سمت بهتر شدن هدایت نکرده است .این پایبندی به اصول کلاسیک در موسیقی شعر هم دیده میشود بطوریکه موسیقی درونی و بیرونی اثر گوشنوازی و زیبایی آن هم سو و هم راستا با عاطفه و تخیل غزل هاست. رسیدن به زبانی که زلال و صمیمی است و سعی در رسیدن به مرز سهل و ممتنع را دارد قطعا بدون تلاش و مطالعه و ممارست بدست نخواهد آمد .عرق ریزی روحی که از شفافیت غزل های میر آقایی عزیزپیداست ، بیانگر زحمات زیادی است که این عزیز سالها بر خود هموار داشته است : ـ این واژه عجب حال نسوزی دارد /در شعله هنوزم سرپا می ماند درزمزم حس تو وضو باید ساخت / از سعی تو یک کوه صفا می ماند ای کاش هوایی که شدم برگردی /شعری ، غزلی فاصله را بردارد مضامین مذهبی اجتماعی عاشقانه و... در بافتی صمیمی و به دور از تکلف چنان ارائه شده که خواننده غرابتی با آنها پیدا نمی کند و در عین حال کشف های شاعرانه ی اثر، چشم مشتاقان و ادب دوستان را به دنبال خود می کشاند ـ تو مثل نور امیدی و شهر بیدار است /چگونه حس تورا استتار باید کرد ؟ زخم عاشورا و دلبستگی به انتظار آنچنان عاشقانه ابراز شده اند که تغزل و شیفتگی و ارادت شکل و شمایل هنرمندانه ای را از خود در این آثار به نمایش گذاشته اند . بی شک همه ی آثار یک شاعر از یک قوت برخوردار نیستند اما در این مجموعه یک دستی و تعادل و توازن در اکثر سطوح، بیشترین نمود را دارد و انتخاب بهترین غزل را دشوار می کند اما برای نمونه به غزل های ذیل می توان اشاره کرد : غزل غزل پرنده ...، تو ای فردا ترین ،ناگهانی همیشه نارنجی ، باور نمی کنم که ...، سربلند سفیر عاشورا ،مسیر آمدنت از بهار لبریز است زیر سقف ساده ی باور ، این روز ها و ... برای میر آقایی عزیز توفیق روز افزون خواستاریم و منتظر چاپ سایر آثارشان می مانیم با هم غزلی از ایشان را مرور می کنیم مسیر آمدنت از بهار لبریز است برای دیدن رویت چه کار باید کرد ؟ چقدر از غم غربت فرار باید کرد ؟ تو مثل نور امیدی و شهر بیداراست چگونه حس تو را استتار باید کرد ؟ در انتظار تو ماندیم و جمعه ها رفتند چقدر شکوه از این انتظار باید کرد مسیر آمدنت از بهار لبریز است بیا فضای غزل را بهار باید کرد و من که غرق امیدم همیشه می پرسم برای دیدن رویت چه کار باید ؟ وبلاگ چایخانه ی غزل با ادرس ذیل متعلق به جناب میر آقایی است که برای آشنایی بیشتر با این عزیز به آدرس ذیل می توانید مراجعه بفر مایید: کتاب های ذیل در پست های آینده معرفی خواهند شد : 1- از تلخ و شاد وطنم : سروده ي جناب آقاي فریدون ضرغامي (اسود) 2- صورت پیوند جهان : مجموعه ی اشعار هشتمین جشنواره سراسری شعر علوی ضمنا دوستانی که تمایل دارند که کتابشان در این وب معرفی شود یک نسخه از کتاب مزبور را به آدرس ذیل ارسال بفرمایند: تویسرکان :صندوق پستی 151 – 65815 |+| نوشته شده توسط دكتر داود بیات در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 2:54 قبل از ظهر
- مروری بر مجموعه ی: درست مثل تفنگ
فرارسیدن سال نو ،بهار طبیعت و تقارن با بهار جانها و میلاد حبیب عالمین حضرت ختمی مرتبت (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به همه تبریک
عرض می کنم و سال و روزگاری قرین با سعادت و بهروزی را برای همه خواستارم در این پست نگاهی به کتاب " درست مثل تفنگ " سروده ی جناب آقای ناصر
صارمی خواهیم داشت و در پایان شعر ی از خودم تقدیم می کنم همچنین کتاب هایی که درپست های بعدی معرفی می شوند به ترتیب وصول عبارتند از : 1-ناگهانی همیشه نارنجی سروده ی
جناب آقای سید مهدی میر آقایی 2-
از تلخ و شاد وطنم سروده ي جناب آقاي فریدون ضرغامي
(اسود) ########## ضمنا دوستانی که تمایل دارند که کتابشان
در این وب معرفی شود یک نسخه از کتاب مزبور را به آدرس ذیل ارسال بفرمایند: تویسرکان
:صندوق پستی 151 – 65815 1- مروری بر
مجموعه ی: درست مثل تفنگ سروده ی: جناب آقای ناصر صارمی ناشر : کیان مهر این مجموعه که با فاصله ی کوتاهی پس از انتشار به چاپ دوم رسیده در بر گیرنده ی
ده شعر کلاسیک (عمدتا غزل ) و شعر آزاد بوده که بعضی از آنها از طریق وبلاگ بهشت
نظم در معرض دید دوستان و ارزیابی های ایشان قرار گرفته است . مثل غزل درست مثل
تفنگ ،نگو سخن ز بریدن و کارهای آزاد مثل : کارنامه ی طلاق ،خدا قوت خدا رحمت و
... سال هاست که صارمی عزیز را از نزدیک می شناسم و بالطبع
فرصت مغتنمی بوده تا زیر و بم اشعار شان را به شکل دست اول شاهد باشم . بی شک تسلط
ایشان در حیطه ی موسیقی و ارتباط شعر و موسیقی و تجربه ی این دو بطور همزمان تاثیر
و ناثراتی را در اشعار شان گذاشته که شاعر را از تکلف و مغلق گویی دور کرده و به
سمت و سویی کشانده که اشعارشان به زلالی نوای تار و سه تارشان نوازشگر جان و دل
باشد ذهن مضمون یاب و گریز از بازی کلمات بی حاصل و نگرشی که این شاعر به پیرامون و
اجتماع و خلوت خود دارد مسائل فردی و اجتماعی را بر سر یک سفره نشانده و جدایی بین
دل شاعر و مردم را رقم نمی زند بلکه خود را در جمع و جمع را خودش می داند : خاموش و عربده جویم درست مثل تفنگ سربی خلیده گلویم درست مثل تفنگ جادوی چشم غزلبارت ای غزالک من تا کوه برده ز کویم درست مثل تفنگ .... ذهنی که ورود ممنوع برای هیچ سوژه ای و کلمه ای ندارد ذهن
منفعلی است اما دگم بودن هم در برابر این موضوع از طرف دیگر افتادن است ذهن
شاعرانه ی شاعر در این مجموعه نه ولنگار است و نه اسیر دگماتیسم . به راحتی معضلات
اجتماعی و شخصی با عناصر شغلی و پیرامونی گره خورده و شعری مثل کارنامه ی طلاق را رقم می زند : تجربی کم آوردم /با زبان فقط بازی می کردم/ اقتصاد، صفر/جزوه
ی انضباطم دست دختر همسایه گم شد ... ویا در شعر : خدا قوت ، خدا رحمت شعر از خالکوبی شاطری پیر شروع می شود که
خالکوبی مزبور در حال حاضر گربه ای پیر و پلاسیده است. حال اینکه روزی و روز گاری
شیری بود ...که: در خشمش نمی خندید
/ با نشاطش نمی غرید / حکایت تکرار پاروهایی است که سالها نان سنگک را رقم زده ... تغار تمام ./پارو عمودی شد / و/ این بود روزمرگی چهل ساله
/...پارو عمودی شد/ و/ شاطر عباس افقی رفت شاعر در این مجموعه بی هیچ ادعایی زمزمه های دلی سرد و گرم
چشیده را که از کنار همه چیز گذشته (ولی
نه بی تفاوت) و زندگی را با سادگی و زیبایی به زبان شعر رسانده است . آلام و آرزو
ها و ...نه از شتابزدگی و احساس زود گذر که با طما نینه و به شکل درونی شده در اثر
مجال بروز پیدا می کند طوری که آرامش و زلالی آن ، گاهی موجب می شود عمق این ثار در بدو امر به چشم نیاید حال اینکه این
سهل و سادگی شانه به شانه ی ممتنع بودن هم حرکت می کند. برای نمونه با هم شعر قاب عکس را مرور می کنیم که آلبومی از عمیق ترین درد های دوران دفاع مقدس است بی
آنکه متظاهرانه و با توسل به یک سری از کلمات شعاری، های و هو کند. گو اینکه علی
الظاهر این قسمت از مقاله ی اخیر از بعد کلی تر شعر هم ممکن است بکاهد. با هم می
خوانیم : رنگ و رو باخته ای از پس دلباختنت رفته از یاد مگر فصل گل انداختنت صحن نقاشی چشمان تو فریاد نماست نکته ها دارد از آن سوختنت ، ساختنت و در امواج شکسته پی پیشانی تو می توان غرق شد و دید چرا تاختنت پسرت مثل تو امروز رشید است ولی بی خبر مانده ز رسم عَلَم افراختنت حیف با من به تماشای غرورت ننشست تا که هشیار شود با غم نشناختنت مادرت داغ صنوبر زده مجنون شد و رفت دست خوش ، فاصله با عشق بر انداختنت تا تو در قاب نشستی دل آیینه شکست نه به پرداختنت نه به نپر داختنت نه چراغی است در این تاقچه نه گلدانی همه رفتند پس
از خانه ی نو ساختنت 2-و اما شعر خودم : این دفعه بر خلاف همیشه که شعر کلاسیک داشتم شعری تو
قالب آزاد تقدیمتون می کنم. امید اینکه با ارائه نظرات ارزشمندتون به زیباتر شدنش
کمک بفرمایین. از بذل توجهی که دارین پیشاپیش تشکر می کنم دست
نوشت قرار نداری مثل خواب بی دعوتی که بعد از بیداری هم دست از سر لحظه هات بر نمی دارد و مثل نق نق بچه ای که نا آرا می بهانه اش را به همه ی سلول های مغزت تزریق می کند ، بی قراری ؛ [ شاید به تعبیر ازلیت نمی رسی ؟ ¤¤¤¤ تعبیر این ناخوانده ای
که می بایست من می شدم و ....تو از آب در آمدی درست مثل خواب بی دعوتی که کم کم رقیب شد
وبیداری ،بیماری ... نه با تو نیستم اصلاً
مگر کسی برای رقیبش عاشقانه می نویسد آن هم درست موقعی که
بهار سالهاست می آید و می رود و [ انگار نه انگار که
زمستان در سرو روی من خواب می بیند که .... نه با تو نیستم عزیزم من
مدت هاست که دست نوشت را به سر
نوشت ترجیح داده ام گیرم که بهار یادی از
شکسته ها نکند ¤¤¤¤ (کاش یادی می کردی باور کن من چندان از
فلسفه بافی سر در نمی آورم و این از ناچاری بی قراری هاست یعنی بهانه هایی که سلول
به سلول تزریق می شوند) ¤¤¤¤ ده و چنــــــد ... سال گذشته و
هنوز منم و "...کوچه
هایی که بی تو دارم تا[1]...." و این دنیا ،دنیایی ترمز بریده [1] - من ماندم و آواز های پاره پاره با
کوچه ای که بی تو دارم تا همیشه بیتی
از مثنوی غزل خودم با عنوان : چین و چروک روی کوچه |+| نوشته شده توسط دكتر داود بیات در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 0:3 قبل از ظهر
|